گردا و برادرش کای پس از ماجراهای قبلی در جهانی زندگی میکنند که جادو و علم کنار هم وجود دارند. زمانی که سنگی باستانی شکسته میشود، دو نیروی متضاد آتش و یخ آزاد میشوند و ترولی جوان به نام رولان ناخواسته در مرکز بحران قرار میگیرد. او میخواهد ثابت کند قهرمان است، اما تصمیمهایش باعث میشوند قدرتهای عنصرها از کنترل خارج شوند. گردا باید همراه کای و دوستانش برای پیدا کردن قطعات سنگ و جلوگیری از نابودی سرزمینهای مختلف سفر کند. ملکه برفی نیز این بار فقط دشمن ساده نیست و اطلاعاتی درباره منشأ جادو و خطر واقعی دارد. مسیر از بیابانهای گرم تا مناطق یخی عبور میکند و هر محیط آزمون متفاوتی ایجاد میکند. رولان باید بفهمد شجاعت با نمایش و شهرت فرق دارد و قبول اشتباه بخش مهمی از قهرمان شدن است. گردا نیز دوباره ثابت میکند بدون داشتن قدرت جادویی بزرگ میتواند با تصمیم درست نقش اصلی را داشته باشد. داستان بر تعادل میان نیروهای مخالف تمرکز دارد و نشان میدهد نابودی کامل یکی از دو عنصر میتواند به اندازه رها شدن بیحد دیگری خطرناک باشد.