آدام و خانوادهاش در کوهستان با موجودی بزرگ و پشمالو روبهرو میشوند که مردم محلی او را یتی مینامند. برخلاف داستانهای ترسناک، این موجود بیشتر سردرگم و تنهاست و از انسانها دوری میکند. آدام و دوستانش تصمیم میگیرند پیش از رسیدن شکارچیان یا شرکتهایی که میخواهند یتی را به عنوان نمونه علمی یا جاذبه تجاری بگیرند، او را به منطقهای امن برسانند. سفر از مسیرهای برفی و غارها عبور میکند و گروه کمکم درباره خانواده و زیستگاه واقعی یتی اطلاعات بیشتری پیدا میکند. بزرگسالان در ابتدا حرف کودکان را باور نمیکنند و همین موضوع مسئولیت بیشتری روی دوش آنها میگذارد. یتی نیز با رفتارهای غیرقابل پیشبینی گاهی کار نجات را سخت میکند. ماجرا به بچهها یاد میدهد کشف موجودی ناشناخته به معنای حق مالکیت یا نمایش دادن آن نیست. آنها باید پیش از آنکه محل زندگی یتی افشا شود، راهی پیدا کنند تا هم جان او را حفظ کنند و هم ثابت کنند بهترین کمک گاهی این است که اجازه بدهیم موجودی وحشی در محیط خودش باقی بماند.