سوپرگرل، واندر وومن و بتگرل درست پیش از یک روز مهم مدرسه متوجه میشوند بخشی از خاطراتشان پاک شده است. آنها نمیدانند چرا در مکانی خاص بیدار شدهاند، چه کسی وسایلشان را جابهجا کرده یا در ساعات گذشته چه اتفاقی افتاده است. در همان زمان، نشانههایی از فعالیت شرورانه در شهر دیده میشود و دختران ابرقهرمان باید بدون حافظه کامل بفهمند آیا خودشان ناخواسته در ماجرا نقش داشتهاند یا کسی عمداً آنها را دستکاری کرده است. تلاش برای بازسازی زمان از روی سرنخهای کوچک، دوربینها و حرفهای دوستان به کشف نقشهای میرسد که هدفش استفاده از قدرتهای آنهاست. هرکدام مجبور میشود به دیگران اعتماد کند، حتی زمانی که نمیتواند به حافظه خودش اعتماد داشته باشد. فضای لگویی طنز و موقعیتهای مدرسهای را با معمای ابرقهرمانی ترکیب میکند. دختران باید قبل از اجرای مرحله نهایی نقشه، حافظهشان را بازیابی و مسئول واقعی را پیدا کنند و بفهمند هویت قهرمان فقط مجموعه خاطرات نیست؛ حتی بدون یادآوری کامل گذشته نیز انتخابهایی که در لحظه انجام میدهند نشان میدهد چه کسی هستند.