روری و گروهی از حیوانات ساکن قطب شمال متوجه میشوند نام بعضی دوستانشان در «فهرست بچههای بد» سنت نیکلاس قرار گرفته و به همین دلیل قرار نیست هدیهای دریافت کنند. آنها به جای پذیرفتن نتیجه تصمیم میگیرند فهرست را بدزدند و پیش از شب کریسمس نامها را تغییر دهند. سفر به محل نگهداری فهرست آنها را از میان دشتهای یخزده، کولاک، بهمن و قلمرو گرگها عبور میدهد. هر عضو گروه توانایی متفاوتی دارد، اما اختلاف درباره اینکه آیا کارشان واقعاً درست است باعث میشود همکاری همیشه آسان نباشد. بعضی از حیوانات کمکم میفهمند قرار گرفتن در فهرست نتیجه اشتباه یا سوءتفاهم نبوده و باید مسئولیت رفتارهای گذشته را نیز بپذیرند. مأموریت سرقت به تدریج از تلاش برای فریب سنت نیکلاس به فرصتی برای اصلاح رفتار تبدیل میشود. آنها باید پیش از رسیدن کریسمس تصمیم بگیرند آیا واقعاً میخواهند فهرست را تغییر دهند یا بهتر است کاری کنند که شایسته خارج شدن از آن باشند.