در «Fangbone!» یک جنگجوی نوجوان بربر از دنیای Skullbania به زمین میآید و با پسری مدرسهای به نام بیل دوست میشود. وظیفه فانگبون محافظت از بخشی جادویی و خطرناک در برابر جادوگر شرور Drool است و این مأموریت زندگی عادی بیل را به ماجراجویی دائمی تبدیل میکند. پویانمایی «Fangbone!» آزادی بصری زیادی دارد؛ «استخوان نیش!» همین فضا را برای شوخی و ماجراجویی به کار میگیرد. در «Fangbone!» کنجکاوی موتور بسیاری از اتفاقهاست؛ «استخوان نیش!» نتیجه را از واکنش و تصمیم شخصیتها میسازد. جهان «Fangbone!» قواعد روشن خودش را دارد؛ «استخوان نیش!» حتی در موقعیتهای عجیب همان منطق را حفظ میکند. لحن «Fangbone!» با مخاطب خانوادگی هماهنگ است؛ «استخوان نیش!» پیامهایش را مستقیم به قصه تحمیل نمیکند. ریتم «Fangbone!» از اتفاقهای پیدرپی نیرو میگیرد؛ «استخوان نیش!» بین طنز و مسئله اصلی تعادل نگه میدارد. در «Fangbone!» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «استخوان نیش!» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند.