یوهان، پسری نوجوان در اردوگاه زندانیان سیاسی کره شمالی، تمام زندگیاش را در محیطی گذرانده که گرسنگی، کار اجباری و ترس بخشی از روزمره است. او معنای آزادی را فقط از حرفها و خاطرات پراکنده بزرگترها میشناسد و نمیتواند تصور روشنی از جهان بیرون داشته باشد. زمانی که خانوادهاش به دلیل اتهامی سیاسی تحت فشار بیشتری قرار میگیرد، یوهان برای اولین بار به امکان فرار فکر میکند. تصمیم به خروج فقط جان خودش را به خطر نمیاندازد؛ در سیستم «گناه خانوادگی»، مجازات میتواند به نزدیکانش نیز برسد. او با زندانیان دیگر، نگهبانان و افرادی روبهرو میشود که هرکدام برای بقا سازشی متفاوت کردهاند. انیمیشن با فضایی تاریک و واقعگرا، زندگی در اردوگاه را از نگاه کودکی نشان میدهد که کمکم میفهمد شرایطی که همیشه «عادی» دیده، نتیجه ساختاری از کنترل و مجازات است. یوهان باید میان ماندن کنار خانواده و تلاش برای رسیدن به جهانی که شاید فقط در خیال وجود داشته باشد انتخاب کند؛ تصمیمی که هیچ پاسخ ساده یا بیهزینهای ندارد.