هومر سیمپسون هنگام انجام یکی از کارهای بیفکرانهاش باعث میشود دریاچه اسپرینگفیلد بیش از حد آلوده شود. دولت فدرال برای جلوگیری از گسترش آلودگی تصمیم میگیرد شهر را زیر گنبدی عظیم قرنطینه کند و ساکنان خیلی زود متوجه میشوند عامل اصلی بحران چه کسی بوده است. خانواده سیمپسون مجبور میشود از شهر فرار کند و هومر که همیشه مسئولیت اشتباههایش را به دیگران واگذار میکرد، این بار با خشم تمام همسایهها روبهرو میشود. او خانواده را به آلاسکا میبرد و تلاش میکند زندگی تازهای شروع کند، اما مارج و بچهها حاضر نیستند اسپرینگفیلد را در شرایط خطر رها کنند. زمانی که دولت برای حل نهایی مسئله تصمیمی بسیار شدید میگیرد، هومر باید انتخاب کند از دردسر دور بماند یا برای نجات شهری برگردد که خودش آن را به این وضعیت رسانده است. ماجرا همان طنز همیشگی خانواده سیمپسون را با داستانی درباره مسئولیت، محیطزیست و پیامد تصمیمهای کوچک ترکیب میکند.