انیمیشن کوتاه «Sitara: Let Girls Dream» در لاهور دهه ۱۹۷۰ میگذرد و بدون استفاده از گفتوگوی کلامی، داستان دختری به نام پَری را از نگاه خواهر کوچکترش روایت میکند. پَری آرزو دارد در آینده خلبان شود و شیفتگیاش به هواپیماها و آسمان بخشی از زندگی روزمره اوست، اما تصمیم خانواده برای ازدواج زودهنگامش مسیر دیگری پیش پایش میگذارد. خواهر کوچکتر هنوز همه معنای تصمیم بزرگسالان را درک نمیکند و همین زاویه دید، تضاد میان رؤیای کودکانه و محدودیت اجتماعی را پررنگتر میکند. فیلم با تصویر، موسیقی و جزئیات محیط خانوادگی نشان میدهد چگونه تصمیمی که برای اطرافیان عادی به نظر میرسد میتواند آینده یک دختر را تغییر دهد. «Sitara» درباره کودکهمسری و حق تحصیل و انتخاب است، اما پیام خود را به شکل سخنرانی مستقیم ارائه نمیدهد؛ رؤیای پرواز به نمادی ساده از فرصتهایی تبدیل میشود که ممکن است پیش از آغاز از یک کودک گرفته شوند.