لینکلن لود برای مراسم عروسی مادربزرگش میرتل در یک جزیره گرمسیری همراه تمام خانواده سفر میکند. خیلی زود متوجه میشود میرتل پیش از بازنشستگی زندگی مخفی و هیجانانگیزی به عنوان مأمور جاسوسی داشته و قرار است با آلبرت ازدواج کند. لینکلن از شنیدن این گذشته شگفتزده است و میخواهد نشان دهد خودش نیز استعداد جاسوسی دارد. درست در زمان جشن، دشمن قدیمی میرتل بازمیگردد و خانواده لود ناخواسته وارد عملیات خطرناکی میشود که از تعقیب در جزیره تا ابزارهای جاسوسی پیشرفته ادامه پیدا میکند. لینکلن همراه خواهرهایش تلاش میکند به مادربزرگ کمک کند، اما هیجان او برای قهرمان شدن گاهی نقشه حرفهایها را پیچیدهتر میکند. میرتل باید میان محافظت از خانواده و مقابله با گذشتهای که تصور میکرد تمام شده تعادل برقرار کند. فیلم نشان میدهد خانواده لود حتی در مأموریتی جاسوسی نیز با همان آشفتگی همیشگی کار میکند و موفقیت زمانی ممکن میشود که هرکس از توانایی خاص خودش استفاده کند، نه اینکه همه بخواهند یکنفره نقش مأمور مخفی را بازی کنند.