مینا، دختر نوجوانی که پس از ازدواج دوباره پدرش با ورود نامادری و خواهر ناتنیاش جنی مشکل دارد، به طور اتفاقی راهی به پشت صحنه رویاها پیدا میکند. آنجا موجوداتی به نام «رویاسازها» هر شب صحنهها و داستانهای خواب انسانها را طراحی میکنند. مینا با رویاساز مخصوص خودش، گَف، آشنا میشود و میفهمد تغییر کوچک در یک رویا میتواند رفتار فرد را در بیداری نیز تغییر دهد. او وسوسه میشود از این توانایی برای تغییر شخصیت جنی و حل اختلاف خانوادگی استفاده کند. دستکاری رویاها ابتدا نتیجهای امیدوارکننده دارد، اما خیلی زود آثار پیشبینینشده ظاهر میشوند و جنی در خطر گرفتار شدن در جهان خواب قرار میگیرد. مینا باید برخلاف میل اولیهاش برای «اصلاح» دیگران، مسئولیت اشتباهش را بپذیرد و وارد بخشهای خطرناکتر قلمرو رویا شود. برای نجات خواهر ناتنیاش باید بفهمد خانواده با کنترل احساسات دیگران ساخته نمیشود و بعضی تفاوتها باید پذیرفته شوند.