رادنی کاپرباتم، ربات جوان و خلاق، به شهر بزرگ میرود تا مخترع محبوبش بیگولد را ملاقات کند و ایدههایش را ارائه دهد. اما شرکت بیگولد حالا زیر کنترل رَچت است؛ مدیری که میخواهد قطعات یدکی ارزان را حذف و همه رباتها را مجبور به خرید ارتقاهای گران کند. رادنی با گروهی از رباتهای ازکارافتاده دوست میشود و تصمیم میگیرد در برابر این سیاست بایستد. داستان بر خلاقیت و ارزش تعمیر به جای دور انداختن تأکید دارد. «روبات ها 2005» با حفظ پیچشهای انتهای ماجرای، زمینه را کامل میکند؛ «Robots» هدف آدمهای داستان، مانع اصلی و تغییر مسیر ارتباطهای انسانیشان را محور قرار میدهد. هسته «Robots» روی علت و نتیجه تصمیمهاست؛ «روبات ها 2005» اجازه میدهد مخاطب جهان و موقعیت بحرانی را بشناسد بیآنکه انتهای ماجرا از پیش آشکار شود. فضای «روبات ها 2005» از هدف روشن آدمهای داستان و موانعی که مسیرشان را عوض میکند جهت میگیرد؛ در «Robots» هر تغییر مسیر موقعیت، انگیزهها و جهت تصمیمهای بعدی را روشنتر میکند.