در آستانه کریسمس، دو کودک در خانهای بزرگ منتظر جشن و هدیهاند، اما گروهی از دزدان تصور میکنند تعطیلات بهترین فرصت برای سرقت است. مجرمان با نقشهای ساده وارد ساختمان میشوند و خیلی زود میفهمند بچهها، حیوانات خانگی و شرایط خانه آنقدر که انتظار داشتند قابل کنترل نیستند. کودکان ابتدا از حضور غریبهها میترسند اما با استفاده از وسایل تزئینی، اسباببازیها و شناخت محیط شروع به ساختن تله و مانع میکنند. دزدان هر بار برای رسیدن به هدف با دردسر تازهای روبهرو میشوند و اختلاف میان خودشان نیز بیشتر میشود. والدین و پلیس هنوز از وضعیت داخل خانه خبر کامل ندارند و بچهها باید زمان بخرند تا کمک برسد. داستان با لحن خانوادگی و کمدی از الگوی دفاع از خانه در تعطیلات استفاده میکند و نشان میدهد شجاعت کودکان به معنی مقابله مستقیم با بزرگسالان خطرناک نیست؛ آنها باید با هوش، همکاری و استفاده از محیط کاری کنند که مهاجمان نتوانند به چیزی که میخواهند برسند.