تسلا دختر مکانیکی جوانی است که توسط دانشمندی به نام ویلهلم ساخته شده و همیشه میان انسان بودن و «ماشین بودن» احساس سردرگمی میکند. هاکسلی، پسر هیولایی و وارث خانوادهای متفاوت، بهطور اتفاقی با او آشنا میشود و دوستی غیرمنتظرهای میانشان شکل میگیرد. زمانی که شهر درگیر اختلاف میان سازندگان، موجودات مکانیکی و انسانها میشود، تسلا متوجه میشود منشأ خودش با پروژهای بزرگتر ارتباط دارد. ویلهلم میخواهد او را محافظت کند اما همه حقیقت را درباره گذشته و هدف ساختنش نمیگوید. هاکسلی نیز برای اثبات اینکه بیشتر از ظاهر ترسناکش است باید مقابل توقعات خانواده بایستد. دو نوجوان در طول سفر با رباتها، موجودات عجیب و دشمنانی روبهرو میشوند که میخواهند فناوری تسلا را برای قدرت استفاده کنند. تسلا باید بفهمد هویت او فقط با قطعاتی که از آن ساخته شده تعریف نمیشود و آزادی واقعی زمانی است که بتواند درباره آینده خودش تصمیم بگیرد. رابطه او و هاکسلی نشان میدهد موجودی که جامعه «غیرعادی» مینامد ممکن است دقیقاً کسی باشد که بهتر از همه احساس متفاوت بودن را درک میکند.