پس از کریسمس، بانی چند اسباببازی از جمله وودی، باز لایتیر و تریکسی را با خود به خانه دوستش میسون میبرد. میسون سرگرم بازی ویدیویی است و اسباببازیها وارد اتاقی میشوند که پر از مجموعه جدید «Battlesaurs» است. دایناسورهای جنگجو تصور میکنند واقعاً مبارزان دنیای خودشان هستند و هنوز نمیدانند اسباببازیاند. تریکسی در ابتدا از اینکه بالاخره در محیطی پر از دایناسورهای واقعیِ اسباببازی قرار گرفته هیجانزده میشود، اما خیلی زود متوجه میشود فرمانده گروه قصد دارد وودی و دیگران را وارد نبردی خطرناک کند. رِپتیلوس، یکی از جنگجویان، نسبت به تریکسی احساس اعتماد پیدا میکند و درباره هویت خودش دچار تردید میشود. اسباببازیهای بانی باید پیش از آسیب دیدن یا گرفتار شدن در بازیای که قواعدش را نمیشناسند راه بازگشت پیدا کنند. تریکسی نیز باید به دوستان تازهاش کمک کند بفهمند ارزش اسباببازی بودن در همان رابطه با کودکی است که به آنها تخیل و داستان میدهد، نه در جنگی که فقط برای اثبات قدرت ادامه پیدا میکند.