کونگ، درمانگری جوان در جهان موجودات افسانهای، به «جزیره درمانگران» میرود؛ جایی که گفته میشود هر بیماری جسمی و روحی را میتوان درمان کرد. او با روحی کوچک و آبی به نام یی آشنا میشود که به دلیل آسیب و ترس نمیتواند مانند گذشته رفتار کند. کونگ میخواهد به او کمک کند و برای این کار وارد بخشهای مختلف جزیره میشود، اما خیلی زود میفهمد نظام درمانی این مکان بینقص نیست. بعضی پزشکان بیش از حد به قوانین و رتبهبندی اهمیت میدهند و درد بیماران را فقط به عنوان مسئلهای برای حل کردن میبینند. بیماری ناشناختهای نیز در حال گسترش است و میتواند تعادل کل جزیره را به هم بزند. کونگ باید میان روشهای رسمی و همدلی با موجوداتی که از درمانهای قبلی آسیب دیدهاند راهی تازه پیدا کند. رابطه او با یی نشان میدهد همیشه نمیتوان «هیولا» یا بیماری را از فرد جدا کرد و بعضی زخمها با حذف علامت ظاهری درمان نمیشوند. برای نجات جزیره، کونگ باید بفهمد درمان واقعی فقط استفاده از قدرت نیست؛ نیازمند فهمیدن داستان و ترس هر بیمار نیز هست.