در انیمیشن «Jester Till»، تیل اولناشپیگل جوان و بازیگوش برای دیدن پدربزرگش مارکوس، جادوگری سالخورده و کمی فراموشکار، راهی شهر بوماشتات میشود. مارکوس روی معجونی کار میکند که قرار است شادی را میان مردم پخش کند، اما خرابکاری در آزمایش او به انفجاری جادویی و ناپدید شدن ناگهانیاش میانجامد. تیل برای پیدا کردن پدربزرگ باید مجموعهای از سرنخها و معماها را دنبال کند و در همین مسیر وارد دردسرهای سیاسی شهر نیز میشود. پادشاه جوان، روپرت، هنوز تجربه کافی برای اداره قلمرو ندارد و عمهاش کاترینا در فکر کنار زدن او و تصاحب قدرت است. تیل با شوخی، زیرکی و کمک دوستانش ناخواسته میان این دو ماجرا قرار میگیرد. «Jester Till» شخصیت مشهور فولکلور آلمانی را به قهرمانی نوجوان تبدیل میکند و ماجراجویی فانتزی خود را با جادو، توطئه درباری و طنزی شکل میدهد که از حقههای همیشگی تیل و توانایی او برای بههم زدن نقشه افراد قدرتمند سرچشمه میگیرد.