استرابری شورتکیک و دوستانش برای جشن هالووین در بریبیتی سیتی آماده میشوند که شایعهای درباره «هیولای بریباگ» میان بچهها پخش میشود. موجودی بزرگ و ناشناخته در نزدیکی باتلاق دیده شده و هر بار که کسی برای بررسی میرود فقط ردپا و صداهای عجیب باقی میماند. بعضی دوستان میترسند و ترجیح میدهند جشن را لغو کنند، اما استرابری معتقد است پیش از قضاوت باید بفهمند واقعاً چه چیزی در باتلاق زندگی میکند. گروه با چراغ، نقشه و کمی شجاعت وارد منطقه میشود و نشانههایی پیدا میکند که تصویر ترسناک شایعهها را زیر سؤال میبرند. رقابت برای ساخت ترسناکترین دکور هالووین نیز باعث شده بعضی اتفاقها عمداً بزرگنمایی شوند. دوستان باید پیش از تبدیل شدن ترس به دشمنی با موجودی بیآزار، حقیقت را پیدا کنند. داستان کودکانه نشان میدهد اسم و ظاهر ناشناخته میتوانند خیلی سریع «هیولا» بسازند، اما شناختن چیزی که از آن میترسیم اغلب تصویر کاملاً متفاوتی ارائه میدهد.