تاد استون که همیشه آرزو دارد به عنوان باستانشناسی جدی شناخته شود، به شکلی تصادفی طلسمی را فعال میکند که دوستانش را در معرض خطر قرار میدهد. راه خنثی کردن آن به «لوح زمردین» باستانی مربوط است و تاد همراه سارا، مومیایی و دیگر دوستانش سفری تازه را آغاز میکند. سرنخها آنها را از موزهها و خرابههای تاریخی به نقاط مختلف جهان میبرند و هر بار تاد با هیجان بیش از حد بخشی از نقشه را پیچیدهتر میکند. در سوی دیگر، افرادی نیز به دنبال لوح هستند و میخواهند قدرت آن را برای اهداف خود استفاده کنند. تاد باید پیش از کامل شدن نفرین، قطعات اطلاعات را کنار هم بگذارد و بفهمد چرا لوح در طول تاریخ پنهان شده است. دوستی و اعتماد میان گروه بار دیگر مهمتر از توانایی فردی میشوند و تاد میفهمد یک کاوشگر واقعی فقط کسی نیست که گنج را پیدا میکند؛ باید مسئولیت چیزی را که از گذشته آزاد میکند نیز بپذیرد.