تام و جری در خانهای قدیمی مشغول تعقیب همیشگیاند که تخم بزرگی پیدا میکنند و از داخل آن بچهاژدهایی بیرون میآید. جری خیلی زود با موجود کوچک دوست میشود، در حالی که تام در ابتدا فقط آن را دردسری تازه میبیند. مادر اژدها در دنیایی جادویی زندگی میکند و ناپدید شدن تخم باعث شده موجودات خطرناک و جادوگران برای پیدا کردنش به دنیای انسانها بیایند. تام و جری ناخواسته مسئول بازگرداندن بچهاژدها میشوند و سفرشان از خانه به قلمرویی پر از جادو و موجودات افسانهای میرسد. دشمنی به نام دریزلدا میخواهد از اژدهای کوچک برای قدرت خودش استفاده کند و زمان برای رساندن او به مادرش محدود است. رقابت تام و جری در طول مسیر ادامه دارد، اما وقتی جان موجود دیگری به همکاریشان وابسته میشود مجبورند موقتاً اختلاف را کنار بگذارند. ماجرا نشان میدهد این دو حتی با وجود دعوای همیشگی، در لحظهای که تهدیدی بیرونی ظاهر میشود میتوانند تیمی مؤثر باشند و از موجودی که به آنها اعتماد کرده محافظت کنند.