گروهی از کودکان در آیندهای نزدیک برای برنامهای آموزشی یا مأموریتی ویژه وارد مرکز فضایی میشوند و فرصت پیدا میکنند با فناوری، سفینه و زندگی فضانوردان آشنا شوند. چیزی که قرار بود تمرینی کنترلشده باشد با بروز اختلالی در سامانه یا پرتاب ناخواسته به مأموریتی واقعی تبدیل میشود. بچهها در فضایی قرار میگیرند که ارتباط با بزرگسالان محدود است و باید از دانشی که در تمرینها یاد گرفتهاند برای حفظ اکسیژن، مسیر و امنیت سفینه استفاده کنند. هرکدام مهارت متفاوتی دارد؛ یکی به رایانه و دیگری به مهندسی یا نجوم علاقهمند است و همین تفاوتها در لحظه بحران اهمیت پیدا میکنند. ترس و رقابت اولیه جای خود را به همکاری میدهد و گروه میفهمد هیچکس به تنهایی نمیتواند همه سامانههای سفینه را مدیریت کند. آنها باید پیش از تمام شدن منابع، علت نقص را پیدا و راهی برای بازگشت یا برقراری ارتباط بسازند. داستان کودکانه علموتخیل را با آموزش فضایی ترکیب میکند و نشان میدهد کنجکاوی زمانی ارزشمندتر میشود که همراه مسئولیت و توانایی گوش دادن به اعضای تیم باشد.