یک فضانورد پس از فرود اجباری روی سیارهای کوچک و بیسکنه، تنها با گیاهی ظریف روبهرو میشود که در محیط خشک اطرافش رشد کرده است. او که در آغاز فقط به تعمیر سفینه و ادامه مأموریت فکر میکند، به تدریج مراقبت از این گیاه را به بخشی از زندگی روزانه خود تبدیل میکند و حضور آن باعث میشود رابطهاش با محیط تغییر کند. مدتها بعد، ورود شخصیتی تازه چشمانداز کاملاً متفاوتی از زندگی و همراهی پیش روی او میگذارد و فضانورد باید میان عادتهای تنهایی و امکان ساختن پیوندی انسانی تعادل پیدا کند. فیلم کوتاه «Blush» تقریباً بدون دیالوگ، با تصویر و موسیقی درباره عشق، خانواده، فقدان و ادامه زندگی صحبت میکند. جهان علمیتخیلی آن بسیار ساده طراحی شده تا احساسات شخصیتها در مرکز باقی بماند. چرخه رشد گیاهان نیز به شکل بصری با حال روحی فضانورد ارتباط دارد و داستان را از یک ماجرای بقا به روایتی شخصی درباره تأثیر حضور دیگران بر معنای زندگی تبدیل میکند.