تراویس و ویتنی دو کودکاند که پس از باز کردن کتابی جادویی، پل بانیان و گاو آبی افسانهایاش بِیب را وارد دنیای امروزی میکنند. پل سالها در افسانهها زندگی کرده و با شهرهای مدرن، فناوری و شیوه جدید زندگی آشنا نیست. بچهها خیلی زود با او دوست میشوند، اما حضور این غول مهربان توجه فردی طمعکار را جلب میکند که میخواهد از شهرت یا قدرت او برای پروژهای تجاری استفاده کند. جنگل و زمینهای اطراف نیز در معرض توسعه و تخریب قرار دارند و پل احساس میکند همان محیطی که روزی بخشی از افسانهاش بود در حال ناپدید شدن است. تراویس و ویتنی باید کمک کنند او جایگاه خودش را در زمانه جدید پیدا کند و جلوی سوءاستفاده از بِیب و طبیعت را بگیرند. پل در آغاز تصور میکند قدرت بدنی میتواند همه مشکلات را حل کند، اما قوانین و شرکتهای مدرن با تبر و زور ساده شکست نمیخورند. داستان خانوادگی افسانه فولکلور آمریکایی را به زمان حال میآورد و نشان میدهد قهرمان قدیمی برای مفید بودن باید روشهای تازهای یاد بگیرد، بدون آنکه ارزشهای اصلیاش را کنار بگذارد.