بانی، یک خرگوش مسن که از واکر استفاده می کند، یک شب در آشپزخانه خود در حال پختن کیک است. عکسی از روز عروسی او روی دیوار اوست. یک پروانه مزاحم و مداوم در آشپزخانه می کوبد. او آن را بیرون می اندازد، چراغ ایوان را خاموش می کند و به پختن غذا برمی گردد. پروانه راه خود را به آشپزخانه پیدا می کند، با قاشق چوبی به آن ضربه می زند و در مخلوط می افتد. آن را هم میزند، خمیر را در تابه میریزد و داخل فر میگذارد. اما پروانه تمام نشده است: ماموریت متفاوتی دارد، تبدیل اجاق به پورتال، و دعوت بانی به سفری برای اتحاد مجدد.