پسر رئیس قبیله در شکار به اندازه پدرش ماهر نیست تا اینکه پرندهای جادویی به او قدرتی ویژه میدهد. موفقیت تازه زمانی تلخ میشود که سنت قبیله قربانی کردن همان دوست جادویی را ضروری میداند. در «The Myth of Marakuda»، تضاد میان ظاهر و واقعیت در کنار تغییرات رابطهای مطرح میشود و همین انتخاب به واکنشهای انسانی وزن بیشتری میدهد. در ادامه «The Myth of Marakuda»، جزئیات تازه بهتدریج ابعاد بیشتری از مسئله را روشن میکنند، بدون اینکه پایان یا پیچش اصلی را آشکار کنند. روایت «The Myth of Marakuda» از پیوند میان حادثه و پیامدهایش و گفتوگوهای کلیدی برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب توجه را روی مسئلهای نگه میدارد که داستان را آغاز کرده است. به این ترتیب «The Myth of Marakuda» با حفظ ابهامهای مهم پیش میرود و جهت حرکت داستان را آرام اما محسوس عوض میکنند، بدون اینکه شخصیتها به تیپهای ساده تبدیل شوند.