گروه میستری اینک برای سفر به اسکاتلند میرود تا از دافنه و خویشاوندانش در نزدیکی دریاچه لُخنس دیدن کند. منطقه برای برگزاری بازیهای هایلند آماده میشود، اما گزارشهای تازه از مشاهده هیولای معروف دریاچه گردشگران و مردم محلی را نگران کرده است. شگی و اسکوبی از همان ابتدا مطمئناند با موجود واقعی روبهرو هستند، در حالی که ولما دنبال توضیح علمی و مدرک قابل بررسی میگردد. دافنه به تاریخ خانواده و قلعه قدیمی منطقه نزدیک میشود و فرد درباره قایقها، ردها و ابزارهایی که ممکن است برای ساختن یک هیولای جعلی استفاده شوند تحقیق میکند. چند نفر از ساکنان از زنده ماندن افسانه سود میبرند و بعضی دیگر میخواهند فعالیتهای اقتصادی اطراف دریاچه متوقف شود. زمانی که موجود به مسابقات و کشتیها حمله میکند، ماجرا جدیتر میشود. گروه باید میان روایتهای تاریخی، تصاویر مبهم و شواهد فنی تشخیص دهد آیا پس از قرنها واقعاً هیولای لُخنس وجود دارد یا کسی میخواهد با استفاده از مشهورترین افسانه اسکاتلند هدف دیگری را پنهان کند.