سالها پس از نخستین ماجرای جزیره زامبی، اعضای میستری اینک احساس میکنند مدتی است هیچ پرونده واقعی برای حل کردن پیدا نکردهاند. آنها برای تعطیلات به جزیرهای میروند که خیلی زود شباهت عجیبی با مکان تجربه قدیمیشان پیدا میکند؛ همان فضای باتلاقی، گربهها و نشانههایی که خاطره زامبیهای واقعی را زنده میکنند. فرد، دافنه و ولما ابتدا تصور میکنند کسی عمداً در حال بازسازی پرونده مشهورشان برای سرگرمی یا سود است. شگی و اسکوبی برعکس، از همان لحظه ورود میخواهند هرچه سریعتر برگردند. زمانی که زامبیها دوباره ظاهر میشوند و کارکنان اقامتگاه رفتارهای مشکوکی نشان میدهند، گروه مجبور میشود پرونده را جدی بگیرد. مشکل اینجاست که تجربه گذشته ثابت کرده همه چیز را نمیتوان همیشه با ماسک و ترفند توضیح داد. ولما که به توضیح منطقی اصرار دارد، باید میان شباهتهای طراحیشده و چیزهایی که واقعاً با پرونده قدیمی ارتباط دارند تفاوت بگذارد. تعطیلات به تحقیق درباره کسانی تبدیل میشود که میخواهند از شهرت جزیره زامبی استفاده کنند و شاید چیزهایی از آن ماجرا را بهتر از خود گروه به یاد دارند.