کیت و هامفری همراه تولههایشان در آستانه زمستان با سرمایی غیرعادی روبهرو میشوند که مسیرها و منابع غذایی را تهدید میکند. گله باید برای پیدا کردن پناهگاه امن یا عبور از منطقه یخزده تصمیم بگیرد و زمان پیش از طوفان محدود است. تولهها مثل همیشه کنجکاوتر از آناند که فقط منتظر دستور بزرگترها بمانند و یکی از آنها در جریان ماجراجویی از گروه جدا میشود. کیت بیشتر به برنامهریزی و حفظ نظم گله تکیه دارد، در حالی که هامفری با بداهه و شوخی تلاش میکند روحیه دیگران را بالا نگه دارد. سرمای شدید باعث میشود حتی دشمنان یا حیوانات رقیب نیز برای مدتی مجبور به همکاری شوند. خانواده باید میان جستوجوی عضو گمشده و حرکت دادن کل گله به سمت امنیت تعادل برقرار کند. داستان کودکانه بر اهمیت خانواده و کار گروهی تمرکز دارد و نشان میدهد در شرایطی که طبیعت از کنترل همه خارج است، قدرت واقعی از هماهنگی و مراقبت از ضعیفترها میآید، نه از اینکه هرکس فقط سریعتر برای نجات خودش حرکت کند.