گروهی از دانشآموزان در تعطیلات تابستانی ناگهان همراه مدرسه خود به بُعدی دیگر منتقل میشوند و بعضی قدرتهای غیرعادی پیدا میکنند. نبود قوانین آشنا، دوستیها و رقابتها را تغییر میدهد و تلاش برای بازگشت به خانه به پرسشی فلسفی بدل میشود. در «Sonny Boy»، نقش تصادف در تغییر مسیر با حفظ ابهامهای مهم مطرح میشود و همین انتخاب توجه را روی مسئلهای نگه میدارد که داستان را آغاز کرده است. در ادامه «Sonny Boy»، اطلاعات ناقص مخاطب را با پرسش اصلی همراه نگه میدارند، و از افشای بیش از اندازه دور میمانند. روایت «Sonny Boy» از ریشههای شخصی تعارض و تردیدهای شخصیتها برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب تفاوت میان خواسته و واقعیت را برجسته میکند. به این ترتیب «Sonny Boy» همراه با اطلاعاتی که تدریجی آشکار میشوند پیش میرود و تنش را از دل موقعیت واقعی بالا میبرند، و از افشای بیش از اندازه دور میمانند.