در آیندهای نزدیک، مزدوران مستقل پس از یک بحران اقتصادی جهانی درگیر عملیاتهای امنیتی میشوند. شخصیتها میان قراردادهای خصوصی، منافع سیاسی و تهدیدهای فناوری حرکت میکنند و هر مأموریت مرز میان وظیفه و سود را مبهمتر میکند. جهانی که ماجرا در آن رخ میدهد، خطرها را واقعیتر میکند و نتیجه این وضعیت بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد. یکی از محورهای مهم، مسئولیت فردی پررنگ میشود و همین لایه دلیل بعضی تعارضها را روشن میکند. در طول این مسیر، فشار موقعیت بیشتر میشود به همین دلیل آدمها مجبور میشوند با پیامد رفتار قبلی روبهرو شوند. روایت در لحظات آرامتر، به رابطهها نیز توجه میکند تا بدون توضیح مستقیم روشن شود که آدمها زیر فشار اولویتهایشان را عوض میکنند. در بخش عمده روایت، شخصیتها هنوز با پیامدها درگیرند؛ همین مسئله باعث میشود «Ghost in the Shell: SAC_2045» شخصیتها را در مرکز روایت حفظ کند. محیط داستان، فقط پسزمینه باقی نمیماند و همین ساختار فرصت اشتباه را کمتر میکند.