در ژاپن دوره میجی، یک رونین به نام ایزو و یک اورک به نام رایکی مأمور میشوند دختری الف و عصای قدرتمندی را به سرزمین شمالی برسانند. سفر آنها در جهانی که انسانها و موجودات افسانهای کنار هماند با دشمنان و گذشته شخصیتها گره میخورد. در پس اتفاقات ظاهری، رابطه با خانواده اهمیت دارد که زیر فشار در انتخابهای دشوار خودش را نشان میدهد. روایت در این میان، تفاوت دیدگاهها را نشان میدهد تا دلیل رفتارها روشنتر شود و مسئولیت همیشه با قدرت همراه است. شرایط بیرونی داستان، بر تصمیمها فشار وارد میکند و چنین فضایی تصمیمهای بعدی را قابلفهمتر میسازد. با پیش رفتن ماجرا، خطر واقعی روشنتر میشود در نتیجه شخصیتها باید از یکدیگر کمک بگیرند. بدون آشکار کردن سرنوشت نهایی، شخصیتها هنوز با پیامدها درگیرند؛ به همین دلیل «روشن: روح سامورایی» ماجرا را به رابطه و انتخاب پیوند بزند. داستان در میانه تنش، به انگیزهها نزدیکتر میشود و این انتخاب نشان میدهد چگونه هدف مشترک اختلافها را از بین نمیبرد.