پس از شکستهای پیشین، زمین دورهای نسبتاً آرام را میگذراند تا اینکه فریزا، دشمن قدیمی گوکو و دوستانش، به زندگی بازگردانده میشود. نیروهای باقیمانده ارتش فریزا با استفاده از توپهای اژدها او را احیا میکنند و او پس از فهمیدن اینکه یک سایان باعث شکستش شده، تصمیم میگیرد این بار بدون آمادگی حمله نکند. فریزا ماهها تمرین میکند و به شکلی قدرتمندتر میرسد، سپس همراه ارتشی بزرگ به زمین میآید. در غیاب گوکو و وجیتا، جنگجویانی مانند گوهان، پیکولو، کریلین و دیگران ابتدا با نیروهای او مقابله میکنند. وقتی دو سایان از تمرین نزد ویس بازمیگردند، نبرد اصلی آغاز میشود و رقابت دیرینه گوکو و وجیتا نیز بر تصمیمهایشان اثر میگذارد. داستان بیش از هر چیز روی بازگشت یک دشمن کلاسیک، تفاوت میان قدرت خام و کنترل آن و غروری تمرکز دارد که هم قهرمانان و هم فریزا را وادار میکند در لحظههای حساس تصمیمهای پرخطر بگیرند.