لوید و هری دو مردی هستند که حماقتشان واقعا غیر قابل توصیف است. هنگامی که مری، زنی زیبا، قبل از عزیمت به آسپن، یک چمدان مهم را با پول گم می کند، دو دوست (که چمدان را پیدا کرده اند) تصمیم می گیرند آن را به او برگردانند. آنها پس از چند "ماجراجویی" سرانجام به آسپن می رسند، جایی که با استفاده از پول از دست رفته آن را زندگی می کنند و برای قلب مری می جنگند.