آلیس که توسط سایمون، دوست پسر آزاردهندهی روانشناختیاش، به نقطه اوج فشار وارد میشود، شرکتکننده ناخواستهای در مداخلهای میشود که توسط دو دوست نزدیکش در تعطیلات انجام میشود. همانطور که او جوهر خود را دوباره کشف می کند و به چشم اندازی بسیار مورد نیاز دست می یابد، به آرامی شروع به پاره کردن تارهای همبستگی که او را به هم می بندد، می کند. با این حال، انتقام سایمون به همان اندازه که در حال شکستن است اجتناب ناپذیر است، و پس از رها شدن، قدرت، شجاعت او و پیوندهای دوستی های ریشه دار او را آزمایش می کند.